(o+M+s)
saghfi baraye arezoha
ماه هاست که در تاريکيه بي تو بودن چهره ي زشتم را نهان مي کنم. دران سکوت وتنهايم , فقط مي تونم به اين فکرکنم و دوباره بگم کاش مي فهميدي, کاش مي فهميدي که من عقده ي بوسه اي از تورا نداشتم کاش مي دونستي که خيال هم اغوش شدن باتو حتي از ذهنم نگذشت. شايد فقط آرزوم گريه کردن براي تو وهمراه توبود , ولي رفتيو به جرم نامردان تنهام گذاشتي وديگه سهم من از اون عشق فقط شد اشکاي تنهاي شبونم , لحظه هارو چشم به راه امدنت نشستم وقتي ميدونم هرگز نمياي . شايد راست مي گفت اون رهگزره ساده که گفت, شايد حقش اني نبود که تو مي کردي وباز شروع تيک تيکه ساعت وباز شروع شايدها شايد................... شايد .................. شايد ..................
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

ABOUT

