(o+M+s)
saghfi baraye arezoha

آئينه پرسيد
چرا دير کرده است؟ نکند دل ديگري اورا اسير
کرده است؟ خنديدم و گفتم : او فقط اسير من است....
تنها دقايقي چند تاخير کرده
است.... گفتم : امروز هوا سرد بوده است... شايد موعد
قرار تغيير کرده است.... خنديد به سادگيم و گفت : احساس پاک... تو را زنجير کرده است... گفتم : از عشق من چنين سخن
مگوي.... گفت : خوابي... سالهاست که دير کرده است...
.

گویند مرا که این همه درد چراست؟
وین نعره و آواز و رخ زرد چراست؟
گویم که چنین مگو که این کار خطاست
رو روی مهش بین و مشکل بر خواست


گفتم چشمم گفت به راهش می دار
گفتم جیگرم گفت بر اهش میدار
گفتم که دلم گفت چه داری در دل؟
گفتم غم تو گفت نگاهش می دار

| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |







شمع می سوزدو پروانه به دورش نگران 
ABOUT

