تبليغاتX
(o+M+s)


(o+M+s)

saghfi baraye arezoha

                     آئينه پرسيد                                               چرا دير کرده است؟ نکند دل ديگري اورا اسير کرده است؟ خنديدم و گفتم : او فقط اسير من است.... تنها دقايقي چند تاخير کرده است.... گفتم : امروز هوا سرد بوده است... شايد موعد قرار تغيير کرده است.... خنديد به سادگيم و گفت : احساس پاک... تو را زنجير کرده است... گفتم : از عشق من چنين سخن مگوي.... گفت : خوابي... سالهاست که دير کرده است....

نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 2:24 توسط omid| |

                گویند مرا که این همه درد چراست؟

وین نعره و آواز و رخ زرد چراست؟

گویم که چنین مگو که این کار خطاست

رو روی مهش بین و مشکل بر خواست

نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 2:11 توسط omid| |

     گفتم چشمم گفت به راهش می دار

گفتم جیگرم گفت بر اهش میدار

گفتم که دلم گفت چه داری در دل؟

گفتم غم تو گفت نگاهش می دار

نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 1:56 توسط omid| |

نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 1:47 توسط omid| |

شمع می سوزدو پروانه به دورش نگران

ما که می سوزیم و پروانه نداریم چه کنیم؟

نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 1:39 توسط omid| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس