(o+M+s)
saghfi baraye arezoha
هنوزهم دلم در تاریکی ها به دنبال تو می گردد تو که تنها نماد لطف خدایم بودی نفرین به دلم که دیگه تابه زمستان نداشت....ولی شاید.... شاید هم از بهار سال دیگری بیزار بود که حتی بدون برای چه شکست....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تنها شد سنگ قبری خاطره قول تو که واسه یه عمر بهار بود......

سکوتم را به باران هديه کردم 
تمام زندکي را گريه کردم
نبودي در فراق شانه هايت 
به هر خاکي رسيدم تکيه کردم 



به هوای عمری جاویدان فرو می رفت
.
در فصلی که دلم می گفت بهار است 
با پاییز سردفراغی از عمرش
از زمینی دلگیر بود که با نفسهایش
به خشکی رگهایی جان می داد.
نه....؟؟؟؟؟
ریشه های
نیمه جانش از زمین تو رخت برکند.
ریشه های خشکمم می مانددر خاطری که
فراموش کرد که حتی بداند, 
درختی که روزی به عشق او رویید,
یادگار من به تو 
توی گورستان فراموش شدگان و
یادگار تو به من 
تنها یک فصل زندگی بود و
به من.............

| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

ABOUT

