(o+M+s)
saghfi baraye arezoha
تو به من خندیدی و چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود کرد به من نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک وتو رفتی و هنوز سال هاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا؟؟؟؟ خانه ی کوچک ما سییب نداشت


نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت
13:9 توسط omid| |
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

ABOUT

